تخفیف در مجازات های ترکیبی

رأی وحدت رویه 866 تاریخ صدور: 1404/04/31

مسئله حقوقی

در برخی جرایم، قانون‌گذار برای یک رفتار مجرمانه بیش از یک نوع مجازات مقرر کرده است؛ برای مثال، مجازات یک جرم ممکن است به‌طور هم‌زمان شامل حبس، جزای نقدی، شلاق یا انفصال از خدمات دولتی باشد. در چنین مواردی، اگر جهات قانونی تخفیف مجازات وجود داشته باشد، این پرسش مطرح می‌شود که اعمال تخفیف نسبت به یکی از اجزای مجازات کافی است یا دادگاه مکلف است تخفیف را نسبت به تمام مجازات‌های مقرر برای آن جرم اعمال کند.
اختلاف مشخصاً در پرونده‌ای مربوط به جرم ارتشاء شکل گرفت که محکومان به حبس، شلاق، جزای نقدی و انفصال موقت از خدمات دولتی محکوم شده بودند و دادگاه با احراز جهات تخفیف، در برخی از مجازات‌ها تخفیف اعمال کرده بود، اما همه اجزای مجازات را کاهش نداده بود.
بنابراین مسئله اصلی رأی ۸۶۶ این است که در مجازات‌های ترکیبی، احراز استحقاق تخفیف آیا دادگاه را ملزم به تخفیف همه اجزای مجازات می‌کند یا انتخاب اینکه تخفیف نسبت به کدام مجازات اعمال شود، در اختیار دادگاه است؟

اختلاف نظر دادگاه‌ها

اختلاف میان شعب سی‌وپنجم و سی‌وهشتم دیوان عالی کشور پدید آمد.
شعبه سی‌وپنجم معتقد بود اعمال تخفیف نسبت به یکی از مجازات‌های مقرر برای جرم کافی است و از مواد مربوط به تخفیف مجازات نمی‌توان الزام دادگاه به کاهش تمام اجزای مجازات ترکیبی را استنباط کرد. بر این مبنا، باقی ماندن یکی از مجازات‌ها در میزان قانونی خود، با وجود اعمال تخفیف در بخش دیگری از مجازات، موجب غیرقانونی شدن حکم نیست.
در مقابل، شعبه سی‌وهشتم دیوان عالی کشور معتقد بود وقتی دادگاه وجود جهات تخفیف و استحقاق محکوم‌علیه برای برخورداری از آن را پذیرفته است، باید این تخفیف در تمام اجزا و شقوق مجازات منعکس شود. بر همین اساس، در پرونده مورد بررسی، عدم تخفیف یکی از مجازات‌ها را واجد ایراد دانسته و اعاده دادرسی را تجویز کرده بود.
هیأت عمومی دیوان عالی کشور دیدگاه شعبه سی‌وپنجم را پذیرفت. مطابق رأی وحدت رویه ۸۶۶، در جرایمی که مجازات قانونی آنها ترکیبی است، دادگاه اختیار دارد با توجه به اوضاع و احوال پرونده، تخفیف را نسبت به هر یک از مجازات‌ها که مناسب می‌داند اعمال کند و الزامی به تخفیف یا تبدیل همه اجزای مجازات وجود ندارد.

متن رأی وحدت رویه

مستفاد از عبارات به کار برده شده در مواد 37 و 39 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، این است که در مقام تعیین مجازات متهمی که به سبب وجود یک یا چند جهت از جهات تخفیف، استحقاق تخفیف مجازات را دارد، اعمال کیفیات مخففه، جنبه ارفاقی داشته و دادگاه در راستای اصول تناسب و فردی بودن مجازات ها، اختیار دارد مجازات مقرر قانونی را به نحوی که برای متهم مناسب تر بداند، تقلیل دهد یا تبدیل نماید. بر این اساس، در مواردی که مجازات قانونی جرم ارتکابی، ترکیبی باشد، تشخیص اعمال تخفیف در مورد هر مجازات و حسب مورد تقلیل یا تبدیل آن از اختیارات دادگاه بوده و از منطوق مواد قانونی یادشده، الزام دادگاه به تخفیف یا تبدیل همه مجازات های مورد حکم، استنباط نمی گردد. بنا به مراتب، رای شعبه سی و پنجم دیوان عالی کشور که با این نظر انطباق دارد، با اکثریت آراء اعضای هیات عمومی، صحیح و قانونی تشخیص داده می‌شود. این رای طبق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور، دادگاه ها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر آن لازم الاتباع است.

تحلیل آموزشی

رأی ۸۶۶ در درجه نخست درباره مفهوم و کارکرد کیفیات مخففه قضایی است. تخفیف مجازات صرفاً یک عملیات ریاضی برای کاهش تمام مجازات‌های مقرر در قانون نیست؛ بلکه ابزاری در اختیار دادگاه برای متناسب‌سازی پاسخ کیفری با ویژگی‌های جرم، مرتکب و شرایط پرونده است. به همین جهت، هیأت عمومی بر دو اصل «تناسب» و «فردی بودن مجازات» تأکید کرده است.
مواد ۳۷ و ۳۸ قانون مجازات اسلامی نیز بر همین منطق استوارند. پس از احراز یکی یا چند جهت تخفیف، دادگاه می‌تواند در حدودی که قانون تعیین کرده مجازات را تقلیل دهد یا تبدیل کند. از این مقررات نمی‌توان قاعده‌ای استخراج کرد که به محض احراز جهات تخفیف، تمامی مجازات‌های تشکیل‌دهنده یک مجازات ترکیبی الزاماً باید کاهش پیدا کنند.
برای مثال، اگر قانون برای جرمی حبس، جزای نقدی و انفصال از خدمت را توأمان مقرر کرده باشد، ممکن است دادگاه با توجه به شرایط پرونده، اعمال تخفیف در حبس را کافی بداند و جزای نقدی یا انفصال را در محدوده قانونی آن باقی بگذارد. صرف این امر به معنای تناقض در حکم یا بی‌اثر شدن جهات تخفیف نیست.
نکته مهم رأی در تفکیک میان «احراز جهت تخفیف» و «دامنه اعمال تخفیف» است. وجود یکی از جهات مقرر در ماده ۳۸ می‌تواند زمینه استفاده از تخفیف را فراهم کند؛ اما پس از ورود دادگاه به مرحله تخفیف، تعیین نوع و میزان آن در چهارچوب ماده ۳۷ و سایر محدودیت‌های قانونی، تابع تشخیص قضایی است. بنابراین احراز استحقاق تخفیف لزوماً به معنای حق محکوم‌علیه بر کاهش تک‌تک مجازات‌ها نیست.
این برداشت با فلسفه فردی کردن مجازات نیز هماهنگ است. ممکن است در یک پرونده کاهش حبس برای تحقق تناسب کافی باشد، در حالی که باقی ماندن مجازات دیگری ـ مانند انفصال از خدمات دولتی در جرایم مرتبط با موقعیت اداری ـ همچنان از حیث ماهیت جرم ضرورت داشته باشد. الزام دادگاه به کاهش همه اجزای مجازات می‌توانست اختیار لازم برای ایجاد چنین تناسبی را محدود کند.
در عین حال، رأی ۸۶۶ به معنای اختیار نامحدود دادگاه نیست. اعمال تخفیف همچنان باید در حدودی باشد که قانون تعیین کرده و تصمیم قضایی نیز باید با جهات قانونی تخفیف و اصول حاکم بر تعیین مجازات سازگار باشد. رأی صرفاً این برداشت را رد کرده است که پس از اعمال تخفیف نسبت به یک جزء، دادگاه الزاماً باید سایر اجزای مجازات را نیز کاهش دهد یا تبدیل کند.
از سوی دیگر، رأی ناظر به حالتی است که یک جرم دارای مجازات قانونی ترکیبی است. این وضعیت را نباید با تعدد جرایم و تعیین مجازات برای چند جرم مستقل خلط کرد. در مجازات ترکیبی، چند ضمانت اجرای کیفری اجزای مجازات یک جرم هستند؛ در حالی که در تعدد جرم، هر عنوان مجرمانه ساختار مجازاتی مستقل خود را دارد و قواعد مربوط به تعدد باید جداگانه اعمال شود.
اثر مهم رأی در حوزه اعاده دادرسی نیز قابل توجه است. پس از رأی ۸۶۶، صرف اینکه دادگاه با وجود اعمال تخفیف در یکی از اجزای مجازات، جزء دیگری را در میزان قانونی خود باقی گذاشته باشد، نمی‌تواند به تنهایی مبنای این ادعا قرار گیرد که مجازات تعیین‌شده از حدود قانونی فراتر رفته یا حکم از این حیث واجد ایراد است.
در نهایت، رأی ۸۶۶ یک قاعده روشن را تثبیت می‌کند: در مجازات‌های ترکیبی، تخفیف یک مجموعه تجزیه‌ناپذیر نیست. دادگاه می‌تواند با رعایت حدود قانونی و متناسب با اوضاع پرونده، تخفیف را نسبت به یک یا چند جزء از مجازات اعمال کند، بدون آنکه مکلف باشد تمامی مجازات‌های مقرر برای جرم را تقلیل دهد یا تبدیل کند. این برداشت، اختیار قضایی در فردی‌سازی مجازات را حفظ و در عین حال مرز میان «استحقاق برخورداری از تخفیف» و «نحوه اعمال آن» را روشن می‌کند.